پایان یک رویا سمفونی ناتمام درناها از آرزو تا امید در مازندران

پایان یک رویا سمفونی ناتمام درناها از آرزو تا امید در مازندران پرشین رز: مرگ پرنده بلژیکی رویا فصل تازه ای از نگرانی درباره سرنوشت امید ، آخرین بازمانده جمعیت غربی درناهای سیبری و یکی از کهن ترین مسیرهای مهاجرت پرندگان جهان را رقم زده است.



خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها- علیرضا نوری کجوریان: مرگ درنای «رویا» در سایت حفاظت شده اجاکله فصل تازه ای از نگرانی درباره ی سرنوشت «امید»، آخرین بازمانده جمعیت غربی درناهای سیبری و آینده یکی از قدیمی ترین مسیرهای مهاجرت پرندگان جهان را رقم زده است، پرنده ای که سال ها با مردم مازندران زندگی کرد و نامش از تالاب های ازباران و فریدونکنار تا سردر مغازه ها، میدان های شهر و خاطرات نسل ها ماندگار شد.


افسانه درنا در مازندران

نسیم گرم تیرماه از روی آب های تالاب ازباران عبور می کند و نیزارهای بلند اجاکله کم کم در باد خم می شوند. محوطه ای که تا چند روز پیش، میزبان یکی از مشهورترین پرندگان ایران بود، حالا در سکوتی سنگین فرو رفته است.
دیگر صدای گامهای آرام درنای سفیدی که هر روز در این محوطه قدم می زد، شنیده نمی گردد. رویا، درنایی که قرار بود تنهایی «امید» را پایان دهد، دیگر نیست و با مرگ او، یکی از مهم ترین پروژه های حفاظتی حیات وحش ایران هم وارد مرحله ای تازه و البته تلخ شده است.
خبر مرگ رویا، برای خیلی از مردم مازندران، فعالین محیط زیست و پرنده نگران، این اتفاق پایان بخشی از خاطرات مشترکی بود که بیشتر از دو دهه با نام درنای سیبری گره خورده است؛ پرنده ای که از یک گونه نادر، به بخشی از هویت فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی منطقه تبدیل شد.
در فریدونکنار، سرخرود و ازباران، نام درنا تنها یادآور یک پرنده نیست؛ نامی است که بر سردر مغازه ها، سوپرمارکت ها، اقامت گاه های بوم گردی، تاکسی های تلفنی، فروشگاه ها، شرکتهای محلی و حتی برخی میدان های شهر نقش بسته است. انگار مردم خواسته اند حضور این میهمان زمستانی را در زندگی روزمره خود ماندگار کنند.
علیزاده یکی کاسبان فریدونکنار که سال هاست مغازه اش را با نام «درنا» می شناسند، به خبرنگار مهر می گوید: درنا برای ما فقط یک پرنده نبود. هر زمستان که امید می آمد، خبرنگارها، عکاس ها و گردشگران هم می آمدند. مردم شهر احساس می کردند میزبان مهمانی ویژه هستند. برای همین خیلی ها نام کسب و کارشان را از این پرنده گرفتند.
چند قدم آن سوتر، پیرمردی که سال ها در دامگاه های سنتی اطراف ازباران کار کرده، هنوز هم با حسرت از روزهایی حرف می زند که درنای سیبری به این منطقه می آمد.
او می گوید: درنای امید چندسال متوالی به مازندران می آمد و در فصل زمستان گذرانی پرنده گردشگران زیادی به منطقه آمدند و آدرس تالاب ازباران را از ما می گرفتند.

از آرزو تا امید؛ قصه ای که به افسانه تبدیل ش

قصه درناهای سیبری در ایران، قصه ای طولانی و پر از فراز و فرود است. زمستان سال ۱۳۸۶ سه درنای سیبری وارد تالاب های فریدونکنار شدند؛ حضوری که برای علاقمندان حیات وحش اتفاقی کم نظیر بود. اما چندی بعد، یکی از این پرندگان بر اثر شلیک شکارچی از بین رفت.
زمستان سال بعد، تنها دو پرنده بازگشتند؛ امید و آرزو. اما این همراهی هم دوام نداشت. آرزو ناپدید شد و امید، به تنهایی مسیر پنج هزار کیلومتری میان سیبری و مازندران را ادامه داد؛ سفری که بیشتر از پانزده سال تکرار شد و او را به آخرین بازمانده جمعیت غربی درنای سیبری تبدیل کرد.
همین وفاداری کم نظیر، امید را از یک گونه نادر به نمادی از پایداری، عشق و وفاداری تبدیل کرد؛ نمادی که نامش از مرزهای ایران هم فراتر رفت.

آخرین کوشش برای نجات یک مسیر تاریخی

کارشناسان محیط زیست از سال ها پیش هشدار داده بودند که با از میان رفتن امید، فقط یک پرنده از دست نخواهد رفت؛ بلکه آخرین مسیر مهاجرت جمعیت غربی درناهای سیبری هم برای همیشه فراموش می شود.
بر همین اساس، سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری مراکز بین المللی محافظت از درناها، پروژه انتقال یک درنای ماده از بلژیک به ایران را شروع کرد.

بهمن سال ۱۴۰۱، رویا وارد ایران شد.

هدف از انتقال این پرنده، فقط جفت گیری نبود؛ بلکه قرار بود امید همچنان مسیر تاریخی مهاجرت به ایران را حفظ کند و این کریدور باارزش از حافظه طبیعی گونه حذف نشود.
محمدی یکی از محیط بانان قدیمی فریدونکنار که از اولین روز ورود رویا در محل حضور داشت، به خبرنگار مهر می گوید: آن روز همه امیدوار بودند. وقتی امید کنار قفس آمد و چند دقیقه اطراف آن قدم زد، همه احساس کردیم شاید سال ها انتظار نتیجه داده باشد. کسی فکر نمی کرد این داستان چنین پایانی داشته باشد.

رفیقی که نیمه راه ماند

با شروع مهاجرت بهاره، امید طبق غریزه هزاران ساله خود آسمان ایران را ترک کرد، رویا هم پرواز را شروع کرد اما تنها توانست بخشی از مسیر را همراهی کند.
او بعد از طی حدود ۱۵۰ کیلومتر، در حوالی عباس آباد از ادامه مهاجرت بازماند و به سایت حفاظت و نگهداری اجاکله فریدونکنار، در مجاورت تالاب ازباران منتقل شد؛ جایی که سه سال قبل را زیر نظر محیط بانان، دامپزشکان و تیمارگران گذراند و در تمام این مدت، امید دیگر به ایران بازنگشت.
هر زمستان، چشم های زیادی به آسمان دوخته می شد اما خبری از آخرین درنای جمعیت غربی نبود.

بیماری که بی صدا پیش رفت

روح الله اسماعیلی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، درباره ی روزهای آخر زندگی رویا می گوید: غروب پنجشنبه، تیمارگر علائمی مانند بی اشتهایی و اختلال در تعادل را در این پرنده مشاهده کرد و موضوع فورا به دامپزشکان اطلاع داده شد. در کمترین زمان ممکن معاینات اولیه انجام و اقدامات درمانی شروع شد.
وی ادامه می دهد: با عنایت به ادامه علایم، رویا به مرکز تخصصی دامپزشکی منتقل شد. آزمایش خون، بررسیهای بیوشیمیایی، تصویربرداری رادیولوژی، کشت میکروبی و آزمون حساسیت آنتی بیوتیکی انجام شد که نتایج، وجود یک عفونت فعال و درگیری شدید دستگاه تنفسی، بخصوص ریه ها و کیسه های هوایی را نشان می داد.
اسماعیلی با اشاره به خصوصیت بیماریهای تنفسی در پرندگان می گوید: خیلی از بیماریهای دستگاه تنفسی در پرندگان تا مراحل پیشرفته، علامت مشخصی ندارند و زمانی که علایم بالینی بروز می کند، بخش زیادی از ریه ها و کیسه های هوایی درگیر شده است. بررسیهای تخصصی هم نشان داد که قبل از مشاهده علایم ظاهری، لطمه قابل توجهی به دستگاه تنفسی این پرنده وارد شده بود.
به گفته وی، بعد از مشخص شدن نتایج آزمایش ها، برنامه درمانی هم تغییر نمود و درمان برمبنای نتایج کشت میکروبی و آنتی بیوگرام ادامه یافت.
وی می افزاید: همزمان، وضعیت عمومی، کیفیت تنفس، تغذیه، سطح هوشیاری و پاسخ به درمان بصورت شبانه روزی توسط دامپزشکان و تیمارگران پایش می شد و همه ظرفیتهای تخصصی برای حفظ این پرنده به کار گرفته شد، اما شدت بیماری فرصت برگشت را از او گرفت.
معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران ادامه می دهد: برای مشخص شدن علت دقیق تلف شدن، کالبدگشایی تخصصی انجام و نمونه های لازم هم گرفتن شده است. نتایج نهائی بعد از تکمیل بررسیهای آزمایشگاهی بوسیله مراجع رسمی اطلاع رسانی خواهد شد.

چشم هایی که هنوز به آسمان دوخته شده است

مرگ رویا، تنها کارشناسان محیط زیست را اندوهگین نکرد، در فریدونکنار، خبر خیلی زود میان مردم پیچید.
در بازار ماهی فروشان، در قهوه خانه های قدیمی، میان کشاورزان و صیادان، صحبت از همان پرنده ای بود که سه سال در اجاکله زندگی کرد. محمد نادریزیکی از علاقمندان حیات وحش که بیشتر از یک دهه هر زمستان برای عکاسی از امید به فریدونکنار می آمد، به خبرنگار مهر می گوید: برای ما، رویا او آخرین امید برای زنده ماندن یک مسیر مهاجرت بود. وقتی خبر مرگش را شنیدم، احساس کردم بخشی از تاریخ طبیعت ایران از بین رفت.
وی معتقد است: پشت این اتفاق، سال ها تلاش علمی، همکاریهای بین المللی، هزینه، برنامه ریزی و امید قرار داشت. بنابراین است که این خبر تا این اندازه تلخ است.

پرنده ای که اقتصاد و فرهنگ یک شهر را تغییر داد

سال ها حضور امید، تنها به ثبت چند تصویر زیبا از طبیعت ختم نشد بلکه فریدونکنار به یکی از مهم ترین مقاصد پرنده نگری کشور تبدیل شد.
هر زمستان، محققان، عکاسان و توریستهای داخلی و خارجی برای دیدن آخرین بازمانده جمعیت غربی درنای سیبری راهی این منطقه می شدند و همین حضور، موجب شد نام درنا به بخشی از هویت شهر تبدیل گردد.
از میدان درنا گرفته تا فروشگاه ها، تاکسی های تلفنی، مراکز خدماتی و اقامت گاه هایی که نام این پرنده را بر خود گذاشتند، همه نشان میدهد یک گونه جانوری چطور توانسته وارد زندگی مردم شود.

آیا امید هنوز زنده است؟

دو زمستان است که امید به ایران بازنگشته است و غیبتی که نگرانی های زیادی به وجود آورده است، برخی احتمال می دهند این پرنده در راه طولانی مهاجرت از بین رفته باشد و برخی دیگر هنوز احتمال بازگشتش را رد نمی کنند.
به گفته متولیان محیط زیست تا وقتی که مستندات قطعی در اختیار نباشد، نمی توان درباره ی زنده بودن یا تلف شدن این پرنده اظهار نظر کرد. همچنان هرگونه گزارش و مشاهده احتمالی از طرف کارشناسان و نهادهای بین المللی پیگیری می شود، اما حقیقت اینست که نبود امید، بیشتر از هر زمان دیگری احساس می شود.

پایان یک رویا؛ اما نه پایان یک مسئولیت

مرگ رویا، شاید پایان یکی از مهم ترین پروژه های محافظت از جمعیت غربی درنای سیبری باشد، اما پایان مسئولیت محافظت از تالاب های شمال نیست.
کارشناسان اعتقاد دارند باآنکه امروز از جمعیت غربی درنای سیبری تنها نام امید باقیمانده، اما تالاب های فریدونکنار، ازباران، سرخرود و میانکاله همچنان زیستگاه صدها هزار پرنده مهاجر هستند؛ زیستگاه هایی که بقای آنها به حفظ آب، ممانعت از تخریب، کاهش شکار بدون مجوز و مشارکت جوامع محلی وابسته است.
خورشید کم کم پشت نیزارهای تالاب ازباران پنهان می شود و در محوطه اجاکله دیگر خبری از قدم های آرام درنای سفیدی نیست که هر روز نگاه محیط بانان را به خود جلب می کرد.
اما آن سوی این سکوت، هنوز خاطره پرنده ای زنده است که سال ها مردم مازندران با آمدنش زمستان را شروع می کردند؛ پرنده ای که نامش بر خیابان ها، مغازه ها، شعرها، فیلم ها و خاطرات مردم نقش بسته است.
رویا رفت و امید هم دو سال است که خبری از او نیست، اما افسانه درنا در مازندران، هنوز در ذهن مردمی که سال ها چشم به آسمان دوخته اند، ادامه دارد، افسانه ای که از آرزو شروع شد، با امید ادامه یافت و امروز با پایان یک رؤیا، به یکی از ماندگارترین داستانهای محیط زیست ایران تبدیل گشته است.

بطور خلاصه نسیم گرم تیرماه از روی آب های تالاب ازباران عبور می کند و نیزارهای بلند اجاکله کم کم در باد خم می شوند. کسی فکر نمی کرد این داستان چنین پایانی داشته باشد. دو زمستان است که امید به ایران بازنگشته است و غیبتی که نگرانی های زیادی به وجود آورده است، برخی احتمال می دهند این پرنده در راه طولانی مهاجرت از بین رفته باشد و برخی دیگر هنوز احتمال بازگشتش را رد نمی کنند.


منبع:

1405/04/23
14:20:48
5.0 / 5
5
تگهای خبر: آب , اقتصاد , باد , بازار
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

persianrose.ir - حقوق مادی و معنوی سایت پرشین رز محفوظ است

پرشین رز

گل و گیاه
به پرشین رز، جایی که گل ها فقط زیبا نیستند، بلکه سخنگوی طبیعت اند، خوش آمدید! فراتر از یک سایت گل و گیاه